1
00:00:45,070 --> 00:00:48,760
‫شاید مهارت‌هام اون‌قدرها هم که نگران بودم ضعیف نشده.

2
00:00:48,760 --> 00:00:49,900
‫با این وضعیت،

3
00:00:50,340 --> 00:00:52,230
‫هنوزم می‌تونم به‌عنوان یه شمشیرزن کارم رو پیش ببرم.

4
00:00:59,360 --> 00:01:01,980
‫شاید وقتشه که یکم
‫«جادوی پشتیبانی» رو هم امتحان کنم.

5
00:01:03,080 --> 00:01:04,440
‫افزایش قدرت!

6
00:01:07,860 --> 00:01:11,090
‫جادوی پشتیبانی، جادوییه که توانایی‌های فیزیکی هدف

7
00:01:11,090 --> 00:01:13,080
‫یا کارایی تجهیزاتش رو بالا می‌بره.

8
00:01:16,220 --> 00:01:21,390
‫این جادو رو میشه نه تنها روی اعضای گروه،
‫بلکه روی خودِ اجراکننده هم اعمال کرد.

9
00:01:21,900 --> 00:01:26,150
‫این یه جادوی ضروری برای گروهه
‫که چیزایی مثل قدرت حمله و دفاع رو تقویت می‌کنه.

10
00:01:34,740 --> 00:01:41,210
‫فصل ۱: همه‌کاره‌ی هیچ‌کاره
‫دوباره شمشیرزن می‌شود

11
00:01:49,530 --> 00:01:51,510
‫اما یه ایراد خیلی بزرگ داره.

12
00:01:53,000 --> 00:01:54,120
‫اونم زمانه.

13
00:01:56,230 --> 00:01:57,960
‫فیکس سه دقیقه، آره؟

14
00:02:00,920 --> 00:02:02,290
‫افزایش قدرت!

15
00:02:04,520 --> 00:02:08,020
‫اثر جادوی پشتیبانی ابدی نیست.

16
00:02:08,759 --> 00:02:13,400
‫تازه، مدت زمانش بسته به مقاومت جادویی
‫هر شخص متفاوته.

17
00:02:13,990 --> 00:02:16,570
‫توی مورد من، ۱۸۰ ثانیه‌ست.

18
00:02:17,000 --> 00:02:18,470
‫سه ثانیه مونده.

19
00:02:18,470 --> 00:02:19,840
‫افزایش قدرت!

20
00:02:21,180 --> 00:02:25,030
‫باید هم‌زمان با محاسبه بهترین زمان‌بندی
‫توی نبرد، افسون رو اجرا کنی.

21
00:02:25,380 --> 00:02:29,500
‫یه «افسونگر» که از جادوی پشتیبانی استفاده می‌کنه
‫همیشه داره با زمان مسابقه میده.

22
00:02:29,960 --> 00:02:33,980
‫معمولاً هیچ‌کس وسط شمشیر زدن
‫جادوی پشتیبانی اجرا نمی‌کنه.

23
00:02:33,980 --> 00:02:35,760
‫ولی، در مورد من...

24
00:02:42,720 --> 00:02:46,130
‫از امروز از گروه قهرمانان اخراجی.

25
00:02:47,290 --> 00:02:49,270
‫این دیگه چه شوخیه، اولیور؟

26
00:02:49,720 --> 00:02:52,400
‫شوخی نیست، اُرون.

27
00:02:52,400 --> 00:02:54,010
‫چی داری میگی؟!

28
00:02:54,010 --> 00:02:57,370
‫ما دوستای بچگی هستیم، رفیقایی که
‫همیشه با هم بودن، مگه نه؟

29
00:02:57,370 --> 00:02:58,560
‫درست میگی.

30
00:02:58,560 --> 00:03:03,080
‫من تو رو وارد گروه کردم چون
‫بچه‌ی یه محل بودیم.

31
00:03:03,080 --> 00:03:06,290
‫ولی چیزی که در پیش داریم برای تو زیادی سنگینه.

32
00:03:06,290 --> 00:03:06,870
‫چی؟

33
00:03:07,320 --> 00:03:09,040
‫خب، راستش رو بخوای...

34
00:03:09,340 --> 00:03:11,630
‫تو فقط برامون یه سرباری.

35
00:03:12,120 --> 00:03:14,480
‫آنری... دریک...

36
00:03:15,280 --> 00:03:17,860
‫خیلی ساده بگم، مهارتت کافی نیست.

37
00:03:17,860 --> 00:03:20,390
‫واسه همینه که ازت می‌خوایم
‫گروه رو ترک کنی.

38
00:03:21,770 --> 00:03:22,790
‫اولیور...

39
00:03:24,330 --> 00:03:28,180
‫هشت سال پیش،
‫گروهی که من و اولیور تشکیل دادیم

40
00:03:28,180 --> 00:03:31,800
‫فقط چند سال بعد از تأسیسش
‫به رتبه S صعود کرد.

41
00:03:32,640 --> 00:03:34,180
‫توی «سیاه‌چال بزرگ جنوبی»،

42
00:03:34,180 --> 00:03:37,990
‫به طبقه ۹۴ رسیدیم، عمقی که
‫هیچ‌کس تا حالا بهش نرسیده بود.

43
00:03:37,990 --> 00:03:42,080
‫مردم بهمون می‌گفتن «گروه قهرمان»
‫و کلی توجه جلب کردیم.

44
00:03:42,850 --> 00:03:46,770
‫درسته که شاید توانایی‌های من
‫کافی نباشه.

45
00:03:46,770 --> 00:03:49,890
‫ولی این در مورد همه اعضای گروه صدق می‌کنه.

46
00:03:49,890 --> 00:03:50,630
‫با این وضعیت...

47
00:03:50,630 --> 00:03:51,690
‫اُرون.

48
00:03:51,690 --> 00:03:54,830
‫ما اصلاً نمی‌دونستیم

49
00:03:54,830 --> 00:03:57,900
‫یه افسونگر با جادوی پشتیبانی چقدر مهمه.

50
00:03:58,400 --> 00:03:59,140
‫اما...

51
00:03:59,710 --> 00:04:04,160
‫توی یورش ماه قبل، کاملا فهمیدیم که افسونگرهای

52
00:04:04,160 --> 00:04:06,310
‫بقیه گروه‌های رتبه S چقدر فوق‌العاده‌ن.

53
00:04:06,770 --> 00:04:11,130
‫و اینکه جادوی پشتیبانیِ تو
‫چقدر نسبت به اونا ضعیفه.

54
00:04:11,770 --> 00:04:15,800
‫معلومه که هست.
‫شغل اصلی من شمشیرزنی بود.

55
00:04:15,800 --> 00:04:17,769
‫واسه همین شروع کردم به توسعه‌ی جادوی اختصا...

56
00:04:17,769 --> 00:04:19,029
‫بسه دیگه ور نزن!

57
00:04:19,029 --> 00:04:23,660
‫تو تغییر کلاس دادی و افسونگر شدی چون
‫مهارت شمشیرزنیت از اولیور بدتر بود!

58
00:04:23,660 --> 00:04:27,540
‫تو الان یه افسونگری،
‫ولی توانایی‌هات کافی نیست.

59
00:04:27,540 --> 00:04:29,170
‫حق نداری شاکی باشی!

60
00:04:29,630 --> 00:04:32,310
‫گروهمون به یه افسونگر نیاز داشت،
‫پس من تغییر دادم

61
00:04:32,310 --> 00:04:35,960
‫چون بین اعضا من از همه
‫مناسب‌تر بودم.

62
00:04:36,380 --> 00:04:39,620
‫من داشتم کمبود هام رو با جادویی که خودم
‫ساختم جبران می‌کردم،

63
00:04:39,620 --> 00:04:41,930
‫و به لطف همون تونستیم
‫زنده بمونیم توی...

64
00:04:41,930 --> 00:04:45,310
‫ما همین الانشم یه افسونگر جایگزین پیدا کردیم.

65
00:04:45,310 --> 00:04:46,100
‫چی...؟

66
00:04:48,430 --> 00:04:50,310
‫شرمنده، ولی وضعیت این‌طوریه.

67
00:04:52,310 --> 00:04:54,870
‫ما گروه قهرمانیم.

68
00:04:54,870 --> 00:04:57,400
‫پس باید حتی بیشتر از این پیشروی کنیم.

69
00:04:57,860 --> 00:05:00,570
‫بودنِ تو اینجا فقط مزاحمته.

70
00:05:01,050 --> 00:05:02,650
‫این دیگه چه کوفتیه...؟

71
00:05:03,850 --> 00:05:07,580
‫واقعاً این‌طوری با رفیقی رفتار می‌کنید
‫که تو سختی‌ها کنارتون بوده؟

72
00:05:09,530 --> 00:05:11,650
‫حدس می‌زنم دیگه جایی اینجا ندارم.

73
00:05:14,250 --> 00:05:17,060
‫باشه، من میرم.
‫بابت همه چی ممنون.

74
00:05:22,340 --> 00:05:26,650
‫شاید بگی می‌تونی هم از شمشیر استفاده کنی هم جادو،
‫ولی تهِ تهش در حد رتبه A هستی.

75
00:05:26,650 --> 00:05:30,780
‫با این حال هنوز جرأت داری خودت رو بالا بگیری،
‫که این خیلی رو مخمه.

76
00:05:32,820 --> 00:05:36,150
‫می‌دونی به یکی مثل تو چی میگیم؟

77
00:05:36,150 --> 00:05:38,610
‫همه‌کاره و هیچ‌کاره!

78
00:05:41,840 --> 00:05:44,130
‫پس همه‌کاره و هیچ‌کاره، آره؟

79
00:05:45,130 --> 00:05:46,230
‫عیبی نداره.

80
00:05:46,920 --> 00:05:48,840
‫شمشیرزن و افسونگر...

81
00:05:48,840 --> 00:05:51,990
‫من این نقش‌ها رو با مهارت‌های متنوعم ترکیب می‌کنم
‫و یه سبک جدید می‌سازم.

82
00:05:52,660 --> 00:05:54,540
‫و عملیش می‌کنم.

83
00:05:55,400 --> 00:05:59,340
‫تبدیل به کاوشگری میشم
‫که به «استاد تمام فنون» معروفه...

84
00:06:00,850 --> 00:06:04,810
‫...که دیگه هیچ‌وقت مسخره‌ش نکنن
‫و نگن «همه‌کاره و هیچ‌کاره».

85
00:06:11,130 --> 00:06:14,060
‫ضبط کریستال انتقال کامل شد.

86
00:06:14,710 --> 00:06:18,040
‫با این، دفعه بعد می‌تونم
‫از طبقه هفتم شروع کنم.

87
00:06:18,040 --> 00:06:19,070
‫برای امروز دیگه...

88
00:06:19,070 --> 00:06:20,680
‫زود باش! بجنب!

89
00:06:23,960 --> 00:06:24,960
‫چه خبر شده؟

90
00:06:29,080 --> 00:06:31,560
‫لعنتی! چطور کار به اینجا کشید؟!

91
00:06:31,560 --> 00:06:34,540
‫چاره‌ای نداریم.
‫با این تعداد از «اورک»ها...

92
00:06:34,540 --> 00:06:37,390
‫اما ول کردن اون دختر و فرار کردن...؟!

93
00:06:37,390 --> 00:06:38,210
‫چی گفت؟

94
00:06:38,210 --> 00:06:40,350
‫اگه فرار نکنیم قطعاً می‌میریم!

95
00:06:41,220 --> 00:06:43,420
‫من فقط تصمیم درست رو گرفتم.

96
00:06:43,420 --> 00:06:45,220
‫م-موضوع این نیست...

97
00:06:45,880 --> 00:06:48,300
‫معلومه که من رفقای قدیمیم رو

98
00:06:48,300 --> 00:06:51,220
‫به کسی که همین امروز برای اولین بار
‫باهاش هم‌تیمی شدیم ترجیح میدم!

99
00:06:51,680 --> 00:06:53,720
‫به من ربطی نداره که دخالت کنم.

100
00:06:54,250 --> 00:06:57,850
‫شانس اون دختره بود که گیرِ
‫شماها افتاد.

101
00:06:58,530 --> 00:06:59,230
‫ولی...

102
00:07:00,310 --> 00:07:01,980
‫می‌دونم چقدر دردناکه...

103
00:07:02,610 --> 00:07:04,990
‫...که توسط گروهت دور انداخته بشی.

104
00:07:05,430 --> 00:07:07,220
‫تقصیر من نیست!

105
00:07:07,220 --> 00:07:09,570
‫نکنه می‌خوای بگی
‫تو می‌خوای بری کمکش؟!

106
00:07:09,570 --> 00:07:12,220
‫ا-این غیرممکنه.
‫عمراً بتونم...

107
00:07:12,220 --> 00:07:13,910
‫واقعاً حال‌به‌هم‌زنین.

108
00:07:14,420 --> 00:07:15,860
‫تو دیگه چه خری هستی؟

109
00:07:17,450 --> 00:07:22,140
‫یه دختر رو ول کردین، سعی نمی‌کنین کمکش کنین،
‫و هیچ کاری جز بهونه آوردن بلد نیستین.

110
00:07:22,710 --> 00:07:25,010
‫آدمایی مثل شماها
‫چندش‌آورترین موجوداتن.

111
00:07:25,010 --> 00:07:27,170
‫زر نزن بابا!

112
00:07:27,170 --> 00:07:31,260
‫حتی اگه می‌موندم هم،
‫هیچ راهی نبود که بتونم نجاتش بدم!

113
00:07:34,840 --> 00:07:36,600
‫پس ور نزن و بگیر بخواب.

114
00:07:36,600 --> 00:07:37,540
‫کجاست؟

115
00:07:38,400 --> 00:07:40,840
‫بگو اون دختر رو کجا ول کردین!

116
00:07:41,910 --> 00:07:45,400
‫نه... نیا جلو...

117
00:07:51,000 --> 00:07:52,290
‫نیا جلو...

118
00:07:52,970 --> 00:07:54,660
‫عقب وایسا!

119
00:07:59,670 --> 00:08:02,680
‫غیرممکنه...
‫خیلی زیادن...

120
00:08:03,460 --> 00:08:04,670
‫آبجی...

121
00:08:10,360 --> 00:08:11,520
‫یکی...

122
00:08:12,510 --> 00:08:13,600
‫لطفاً نجاتم بده!

123
00:08:16,670 --> 00:08:18,190
‫شوکِ هوایی!

124
00:08:25,460 --> 00:08:26,740
‫هان؟

125
00:08:30,960 --> 00:08:33,159
‫اون کیه؟ شمشیرزنه؟

126
00:08:35,280 --> 00:08:36,690
‫افزایش قدرت!

127
00:08:42,360 --> 00:08:43,740
‫افزایش تکنیک!

128
00:08:45,190 --> 00:08:47,170
‫چی؟ جادوی پشتیبانی؟

129
00:08:54,380 --> 00:08:57,270
‫شمشیرزنه؟ یا افسونگر؟

130
00:09:01,340 --> 00:09:02,870
‫افزایش بُرندگی!

131
00:09:13,810 --> 00:09:15,450
‫محشره.

132
00:09:15,450 --> 00:09:18,450
‫تا حالا ندیده بودم کسی این‌جوری بجنگه.

133
00:09:21,960 --> 00:09:23,940
‫خیلی زیادن.

134
00:09:23,940 --> 00:09:26,870
‫عجیب نیست که یه گروه رتبه A
‫فرار کرده باشه.

135
00:09:27,460 --> 00:09:29,260
‫ولی من...

136
00:09:32,380 --> 00:09:34,050
‫...می‌تونم تنهایی از پسشون بربیام.

137
00:09:35,930 --> 00:09:37,180
‫این مرد...

138
00:09:44,090 --> 00:09:45,720
‫قدرتش خیلی زیاده!

139
00:09:51,100 --> 00:09:52,030
‫حالت خوبه؟

140
00:09:54,020 --> 00:09:57,300
‫هنوز زنده‌م...

141
00:10:11,030 --> 00:10:13,050
‫خب، من دیگه میرم.

142
00:10:13,050 --> 00:10:15,200
‫ل-لطفاً صبر کنید!

143
00:10:16,960 --> 00:10:20,140
‫لطفاً اجازه بدید دوباره
‫و درست‌حسابی ازتون تشکر کنم.

144
00:10:20,140 --> 00:10:22,090
‫خیلی ممنونم.

145
00:10:22,660 --> 00:10:25,230
‫اسم من «سوفیا کلودل»ـه.

146
00:10:26,060 --> 00:10:27,280
‫کلودل...

147
00:10:28,150 --> 00:10:29,480
‫اون نشان...

148
00:10:29,480 --> 00:10:30,230
‫اممم...

149
00:10:30,230 --> 00:10:32,000
‫آه، ببخشید.

150
00:10:32,000 --> 00:10:34,440
‫منم هنوز اسمم رو نگفتم.

151
00:10:34,880 --> 00:10:35,990
‫من «اُرون دورا» هستم.

152
00:10:36,420 --> 00:10:38,070
‫اُرون...

153
00:10:38,070 --> 00:10:39,870
‫چه اسم دوست‌داشتنی‌ای.

154
00:10:41,970 --> 00:10:43,790
‫خب، اُرون!

155
00:10:43,790 --> 00:10:48,630
‫اگه اشکالی نداره، لطفاً اجازه بدید
‫امشب برای تشکر شام مهمونتون کنم!

156
00:10:49,120 --> 00:10:52,260
‫من برای اینکه چیزی گیرم بیاد نجاتت ندادم.

157
00:10:52,680 --> 00:10:54,070
‫خواهش می‌کنم!

158
00:10:57,080 --> 00:10:58,260
‫خیلی خب، باشه...

159
00:10:58,260 --> 00:11:00,360
‫خیلی ممنونم!

160
00:11:03,140 --> 00:11:05,140
‫اُرون! رسیدیم!

161
00:11:07,550 --> 00:11:09,670
‫جای لوکسی نیست،

162
00:11:09,670 --> 00:11:12,030
‫ولی غذاش واقعاً خوشمزه‌ست.

163
00:11:12,370 --> 00:11:14,510
‫پس واقعاً گروه «خرگوش»ـه، آره؟

164
00:11:16,850 --> 00:11:19,660
‫از روی نشان شنلش یه حدسایی زده بودم...

165
00:11:20,000 --> 00:11:23,830
‫ولی شکی نیست که سوفیا کاوشگریه که عضو اون کلنِ بزرگه

166
00:11:23,830 --> 00:11:27,260
‫که نماینده پادشاهی «نوهیتانت» محسوب میشه:
‫«خرگوش‌های نقره‌ای آسمان شب».

167
00:11:28,000 --> 00:11:32,190
‫«خرگوش‌های نقره‌ای آسمان شب» یکی از
‫محبوب‌ترین کلن‌های پادشاهیه.

168
00:11:33,020 --> 00:11:35,160
‫هر چی باشه، اون شخص توی اون کلنه...

169
00:11:36,130 --> 00:11:37,880
‫آبجی؟

170
00:11:38,520 --> 00:11:40,170
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

171
00:11:40,870 --> 00:11:41,780
‫آبجی؟

172
00:11:41,780 --> 00:11:43,520
‫آه، تویی سوفیا.

173
00:11:43,890 --> 00:11:46,710
‫امروز همین نزدیکی‌ها جلسه داشتم.

174
00:11:47,100 --> 00:11:49,690
‫راستی، با کی اومدی؟

175
00:11:49,690 --> 00:11:52,720
‫دوست‌پسره؟
‫به نظرم خیلی زوده واست.

176
00:11:54,870 --> 00:11:56,240
‫«اُرون دورا»؟

177
00:11:56,750 --> 00:12:00,200
‫پارسال دوست امسال آشنا، «سلما کلودل».

178
00:12:00,200 --> 00:12:04,160
‫هان؟ آبجیم رو می‌شناسی، اُرون؟

179
00:12:04,160 --> 00:12:05,700
‫بله، البته.

180
00:12:06,580 --> 00:12:08,290
‫سلما کلودل.

181
00:12:08,290 --> 00:12:12,320
‫اون رهبر برترین گروه رتبه S توی
‫«خرگوش‌های نقره‌ای آسمان شب»ـه.

182
00:12:12,320 --> 00:12:15,460
‫و بزرگ‌ترین افسونگرِ این قاره‌ست.

183
00:12:16,080 --> 00:12:20,020
‫اون کسی بود که باعث شد مردم واقعاً
‫نقش افسونگر رو به رسمیت بشناسن

184
00:12:20,020 --> 00:12:23,720
‫و مفهوم «نقش‌ها» رو توی
‫ترکیب گروه جا انداخت.

185
00:12:23,720 --> 00:12:25,850
‫«مهاجم‌ها» که دمیج (آسیب) وارد می‌کنن،

186
00:12:25,850 --> 00:12:27,600
‫«مدافع‌ها» که نقش تانک رو دارن،

187
00:12:27,940 --> 00:12:29,730
‫و «پشتیبان‌ها» که حمایت می‌کنن.

188
00:12:29,730 --> 00:12:33,220
‫اون پیشنهاد داد که گروه‌ها باید
‫از این سه نقش تشکیل بشن.

189
00:12:33,770 --> 00:12:37,080
‫این کار کلاً روش کاوشگرها
‫برای ورود به سیاه‌چال رو متحول کرد.

190
00:12:38,480 --> 00:12:40,820
‫گروه قهرمان هم مستثنی نبود،

191
00:12:40,820 --> 00:12:44,100
‫و من از شمشیرزن به افسونگر تغییر داده شدم.

192
00:12:44,970 --> 00:12:50,370
‫و بعد از دیدن عملکرد اون توی
‫یورش مشترک ماه پیش،

193
00:12:50,370 --> 00:12:52,600
‫اولیور و بقیه تصمیم گرفتن من رو بندازن بیرون.

194
00:12:54,020 --> 00:12:56,610
‫متوجه شده بودم فامیلیشون یکیه...

195
00:12:56,610 --> 00:12:58,740
‫ولی عمراً فکر می‌کردم خواهر باشن.

196
00:12:59,760 --> 00:13:03,940
‫ولی چرا اون‌جوری بهم زل زده؟

197
00:13:03,940 --> 00:13:08,140
‫تلاش واسه تور کردنِ خواهر کوچولوی
‫۱۴ ساله‌ی دوست‌داشتنی من...

198
00:13:08,140 --> 00:13:10,640
‫جداً که خیلی پررویی.

199
00:13:11,110 --> 00:13:13,800
‫آه... پس قضیه اینه؟

200
00:13:14,150 --> 00:13:15,560
‫اشتباه فکر می‌کنی.

201
00:13:15,560 --> 00:13:18,160
‫درسته که داشتیم می‌رفتیم با هم شام بخوریم،

202
00:13:18,160 --> 00:13:20,400
‫ولی من نیت بدی نداشتم.

203
00:13:20,400 --> 00:13:24,480
‫هان؟! یعنی فکر نمی‌کنی سوفیای من خوشگله؟!

204
00:13:24,480 --> 00:13:26,160
‫اه، چه دردسری...

205
00:13:26,160 --> 00:13:31,420
‫ای بابا، بس کن آبجی!
‫به ناجیِ من حرفای زشت نزن!

206
00:13:32,120 --> 00:13:33,950
‫ناجی؟

207
00:13:34,380 --> 00:13:35,510
‫نکنه...

208
00:13:36,510 --> 00:13:38,690
‫تنهایی رفتی توی سیاه‌چال؟

209
00:13:39,480 --> 00:13:40,170
‫آممم...

210
00:13:41,180 --> 00:13:42,550
‫پس رفتی.

211
00:13:43,930 --> 00:13:44,940
‫آره...

212
00:13:47,800 --> 00:13:51,490
‫حتی بعد از اینکه بهت گفتم فعلاً دست نگه دار

213
00:13:51,490 --> 00:13:54,310
‫چون دو روز دیگه قراره بریم
‫توی «سیاه‌چال بزرگ».

214
00:13:54,770 --> 00:13:56,430
‫معذرت می‌خوام.

215
00:13:56,430 --> 00:14:00,330
‫فهمیدم. پس واسه همین بدون اطلاع
‫به کلن رفته کاوش.

216
00:14:00,820 --> 00:14:04,870
‫خب، چون به نظر میاد سالمی موعظه‌ت نمی‌کنم.

217
00:14:04,870 --> 00:14:07,430
‫ولی دیگه سر خود جایی نرو، باشه؟

218
00:14:07,430 --> 00:14:08,330
‫چشم.

219
00:14:08,840 --> 00:14:13,080
‫اُرون، بابت نجات خواهر کوچولوم
‫بهت مدیونم.

220
00:14:13,080 --> 00:14:16,840
‫لطفاً بی‌ادبیِ چند لحظه پیشم رو ببخش.

221
00:14:16,840 --> 00:14:18,810
‫بی‌خیال، مهم نیست.

222
00:14:20,650 --> 00:14:22,720
‫از زمانِ یورش مشترک، نه...

223
00:14:23,160 --> 00:14:24,450
‫آره.

224
00:14:24,450 --> 00:14:27,050
‫این اولین مکالمه درست‌حسابیمونه، مگه نه؟

225
00:14:27,050 --> 00:14:27,850
‫آره.

226
00:14:28,230 --> 00:14:31,060
‫شما دو تا همدیگه رو می‌شناسید؟

227
00:14:31,500 --> 00:14:36,130
‫من ماه پیش توی یورش مشترک با سلما آشنا شدم.

228
00:14:36,130 --> 00:14:37,690
‫آهان.

229
00:14:39,550 --> 00:14:41,770
‫هر چی باشه جفتمون افسونگریم.

230
00:14:42,270 --> 00:14:43,950
‫توی یک پست قرار گرفته بودیم.

231
00:14:44,280 --> 00:14:48,950
‫سلما فرمانده کل بود،
‫و من پشتیبانیش می‌کردم.

232
00:14:49,390 --> 00:14:51,770
‫لطف تو بود، واقعاً کمک بزرگی کردی.

233
00:14:51,770 --> 00:14:53,840
‫فقط می‌تونم بگم کارِت مثل همیشه عالی بود.

234
00:14:53,840 --> 00:14:57,460
‫انگار اُرون رو خیلی وقته می‌شناسی.

235
00:14:57,810 --> 00:15:00,070
‫هوم؟ جدی میگی سوفیا؟

236
00:15:00,070 --> 00:15:01,710
‫اُرون رو نمی‌شناسی؟

237
00:15:02,040 --> 00:15:05,470
‫هان؟ نه...
‫مگه آدم معروفيه؟

238
00:15:05,800 --> 00:15:07,160
‫معلومه که هست.

239
00:15:07,160 --> 00:15:10,400
‫اُرون یکی از اعضای «گروه قهرمان»ـه.

240
00:15:10,400 --> 00:15:11,070
‫چی؟

241
00:15:11,470 --> 00:15:14,230
‫واقعاً؟!

242
00:15:14,230 --> 00:15:16,100
‫آممم... خب...

243
00:15:16,100 --> 00:15:17,730
‫نیاز نیست رسمی حرف بزنی.

244
00:15:18,340 --> 00:15:21,730
‫تازه، من دیگه قهرمان نیستم.

245
00:15:22,070 --> 00:15:23,660
‫قهرمان نیستی؟

246
00:15:23,660 --> 00:15:25,490
‫از گروه اومدی بیرون؟

247
00:15:26,000 --> 00:15:28,660
‫آره، دیروز جدا شدم.

248
00:15:28,660 --> 00:15:31,240
‫باورم نمیشه کسی به توانمندی تو رو
‫از دست داده باشن...

249
00:15:31,980 --> 00:15:33,800
‫ما هم شرایط خودمون رو داریم.

250
00:15:33,800 --> 00:15:35,950
‫و هر دو طرف راضی بودن.

251
00:15:36,660 --> 00:15:37,880
‫متوجه شدم.

252
00:15:39,750 --> 00:15:42,390
‫پس این یعنی الان آزادی، درسته؟

253
00:15:42,860 --> 00:15:44,860
‫خب، درست میگی.

254
00:15:45,330 --> 00:15:47,890
‫می‌خواد دعوتم کنه عضو «خرگوش‌های نقره‌ای» بشم؟

255
00:15:48,200 --> 00:15:49,500
‫اگه برنامه‌ای نداری...

256
00:15:49,500 --> 00:15:50,390
‫صبر کن!

257
00:15:51,290 --> 00:15:52,430
‫آه، نه...

258
00:15:52,430 --> 00:15:56,390
‫فقط الان نمی‌خوام عضو هیچ کلن
‫یا گروه خاصی باشم...

259
00:15:56,760 --> 00:15:58,950
‫فکر کنم اشتباه متوجه شدی.

260
00:15:58,950 --> 00:15:59,900
‫عه؟

261
00:16:01,020 --> 00:16:03,610
‫من یه کار عالی برات دارم.

262
00:16:03,950 --> 00:16:05,400
‫یه کار؟

263
00:16:05,400 --> 00:16:07,610
‫می‌خوام توی «کاوش آموزشی» که کلن ما

264
00:16:08,000 --> 00:16:10,600
‫از دو روز دیگه شروع می‌کنه همراهیمون کنی.

265
00:16:10,600 --> 00:16:12,120
‫حقوق هم می‌گیری.

266
00:16:12,700 --> 00:16:14,540
‫کاوش آموزشی؟

267
00:16:14,860 --> 00:16:17,770
‫همون‌طور که از اسمش پیداست.
‫بهشون آموزش میدیم و راهنماییشون می‌کنیم.

268
00:16:18,200 --> 00:16:20,630
‫می‌تونی به چشم یه جور کارآموزیِ عملی بهش نگاه کنی.

269
00:16:21,120 --> 00:16:24,260
‫و از من می‌خوای که شرکت کنم؟

270
00:16:24,260 --> 00:16:28,510
‫چند تا کاوشگرِ کارکشته با رتبه A یا بالاتر،
‫کاوشگرهای تازه‌کار رو

271
00:16:28,510 --> 00:16:32,640
‫سه روز دیگه تا طبقه ۵۱
‫«سیاه‌چال بزرگ جنوبی» پایین می‌برن.

272
00:16:32,980 --> 00:16:34,280
‫سه روزه؟

273
00:16:34,280 --> 00:16:39,040
‫حتی بااستعدادترین تازه‌کارها هم
‫شش ماه تا یک سال زمان لازم دارن.

274
00:16:39,040 --> 00:16:40,900
‫این یه برنامه دیوانه‌وار و فشرده‌ست.

275
00:16:41,380 --> 00:16:43,130
‫قبول دارم که واقعاً زیاده‌رویه.

276
00:16:43,130 --> 00:16:45,810
‫ولی اگه از کوتاه‌ترین مسیر بری ممکنه.

277
00:16:45,810 --> 00:16:46,920
‫با این حال...

278
00:16:47,360 --> 00:16:50,160
‫اسپانسرِ ما خیلی اصرار داره که انجامش بدیم.

279
00:16:50,690 --> 00:16:54,290
‫به نظر میاد کلن «خرگوش‌های نقره‌ای» هم
‫حسابی تحت فشاره.

280
00:16:54,970 --> 00:17:00,820
‫ولی اگه برنامه انقدر فشرده‌ست، می‌تونستید
‫درخواست اسپانسر رو رد کنید، نه؟

281
00:17:01,250 --> 00:17:03,670
‫اگه دارید به هر قیمتی انجامش میدید،

282
00:17:04,710 --> 00:17:06,550
‫پس حتماً یه دلیل دیگه داره...

283
00:17:07,220 --> 00:17:07,920
‫آه، گرفتم.

284
00:17:08,440 --> 00:17:14,040
‫اگه تازه‌کارایی که نمی‌تونن «باسِ طبقه» رو شکست بدن
‫بتونن طبقات عمیق‌تر رو بگردن،

285
00:17:14,040 --> 00:17:16,810
‫می‌تونید قدرت کلیِ کلن رو افزایش بدید.

286
00:17:19,180 --> 00:17:23,079
‫فقط از روی همین مکالمه فهمید؟

287
00:17:23,079 --> 00:17:25,460
‫باهوش‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم.

288
00:17:26,410 --> 00:17:29,970
‫توی سیاه‌چال، نمی‌تونی بری طبقه بعد
‫مگه اینکه

289
00:17:29,970 --> 00:17:32,370
‫«باسِ طبقه‌ای» که هر ۱۰ طبقه ظاهر میشه
‫رو شکست بدی.

290
00:17:32,370 --> 00:17:35,580
‫مبارزه با این باس‌ها جاییه که تازه‌کارها
‫بیشتر از همه زخمی یا کشته میشن.

291
00:17:35,910 --> 00:17:39,400
‫ولی اگه کاوشگرهای کارکشته
‫اون باس رو زمین بزنن،

292
00:17:39,400 --> 00:17:41,920
‫تازه‌کارهایی که همراهشونن می‌تونن

293
00:17:41,920 --> 00:17:45,660
‫بدون جنگیدن با باس و صرفاً با ثبت‌نام
‫توی کریستالِ طبقه بعد، پیشروی کنن.

294
00:17:46,800 --> 00:17:49,590
‫واسه همینه که می‌خوام تو هم بیای.

295
00:17:50,060 --> 00:17:55,080
‫به نظر میاد برنامه مهمی واسه
‫«خرگوش‌های نقره‌ای» باشه.

296
00:17:55,080 --> 00:17:56,850
‫و تو می‌خوای یه غریبه مثل من عضو بشه؟

297
00:17:57,240 --> 00:17:58,260
‫اُرون.

298
00:17:59,970 --> 00:18:03,100
‫من برات ارزش زیادی قائلم.

299
00:18:04,910 --> 00:18:08,900
‫یعنی سلما ارزش من رو به عنوان
‫یه افسونگر قبول داره؟

300
00:18:09,570 --> 00:18:13,160
‫راستش، خوشحالم می‌کنه،
‫ولی بر چه اساسی؟

301
00:18:13,970 --> 00:18:18,180
‫منظورم اینه که، اسمم از لیست
‫گروه قهرمان خط خورد.

302
00:18:18,710 --> 00:18:23,670
‫توی اون حمله مشترک، جادوی پشتیبانی من
‫در برابر «سلما» هیچی نبود.

303
00:18:24,500 --> 00:18:27,390
‫حالا دوباره باید به عنوان
‫یه افسونگر کار کنم؟

304
00:18:27,390 --> 00:18:29,320
‫بعد از اون همه بدبختی که کشیدم،

305
00:18:29,890 --> 00:18:31,600
‫معلومه که حسرت می‌خورم...

306
00:18:33,460 --> 00:18:36,240
‫خوشحالم که انقدر باهام روراستی
‫و حرفت رو می‌زنی.

307
00:18:36,660 --> 00:18:39,140
‫ولی منم برنامه‌های خودمو دارم.

308
00:18:39,560 --> 00:18:40,260
‫اوران...

309
00:18:40,260 --> 00:18:42,560
‫امم، اوران...

310
00:18:42,560 --> 00:18:46,520
‫منم قراره تو اون مأموریتِ
‫گشتِ آموزشی شرکت کنم.

311
00:18:46,910 --> 00:18:50,150
‫واسه همین خیلی خوشحال میشم اگه تو هم بیای!

312
00:18:50,860 --> 00:18:53,030
‫میشه لطفا بهش فکر کنی؟

313
00:18:55,690 --> 00:18:58,280
‫خواسته زیادیه؟

314
00:19:00,550 --> 00:19:02,790
‫لطفا یه لحظه بهم وقت بده فکر کنم.

315
00:19:03,720 --> 00:19:05,180
‫اوران...

316
00:19:05,500 --> 00:19:07,500
‫باشه، می‌فهمم.

317
00:19:07,940 --> 00:19:10,630
‫ولی بذار اول یه چیزی رو روشن کنم.

318
00:19:10,630 --> 00:19:13,020
‫من کلاسم رو به شمشیرزن تغییر دادم.

319
00:19:13,020 --> 00:19:14,130
‫شمشیرزن؟

320
00:19:14,490 --> 00:19:15,240
‫آره.

321
00:19:15,760 --> 00:19:18,690
‫ظاهراً تو منو به عنوان یه افسونگر قبول داری،

322
00:19:18,690 --> 00:19:22,640
‫ولی بی زحمت بذار به عنوان یه
‫شمشیرزن توی این سفر همراهت باشم.

323
00:19:22,970 --> 00:19:24,640
‫ولی چرا شمشیرزن؟

324
00:19:25,080 --> 00:19:27,000
‫معلومه که جا خورده.

325
00:19:27,000 --> 00:19:29,650
‫ولی نمی‌تونم بیخیال این یکی بشم.

326
00:19:30,680 --> 00:19:33,150
‫باشه. شرطت رو قبول می‌کنم.

327
00:19:33,840 --> 00:19:38,730
‫ولی خب، اگه کار بیخ پیدا کنه، مجبور میشه
‫از همون مهارت‌های افسونگریش استفاده کنه.

328
00:19:40,350 --> 00:19:42,080
‫اگه قبوله و میای،

329
00:19:42,080 --> 00:19:45,410
‫فردا صبح زود بیا پایگاهِ «خرگوش‌های نقره‌ای».

330
00:19:46,040 --> 00:19:47,210
‫متوجه شدم.

331
00:19:51,400 --> 00:19:52,920
‫شب بخیر، پدربزرگ.

332
00:19:52,920 --> 00:19:54,950
‫آه، تویی اوران.

333
00:19:54,950 --> 00:19:55,920
‫یه لحظه وقت داری؟

334
00:19:56,330 --> 00:20:00,930
‫دیگه داشتم می‌بستم.
‫عجله نکن، راحت باش.

335
00:20:06,750 --> 00:20:09,190
‫امروزم حسابی شلوغ بودا.

336
00:20:09,580 --> 00:20:11,440
‫خوشحالم که کاسبی‌تون سکه‌ست.

337
00:20:11,440 --> 00:20:15,690
‫همش صدقه سرِ تبلیغات توئه که
‫یه ماجراجوی رده‌بالا شدی.

338
00:20:16,760 --> 00:20:20,110
‫واقعاً بهت مدیونم.

339
00:20:20,110 --> 00:20:21,300
‫پدربزرگ...

340
00:20:22,090 --> 00:20:22,950
‫شرمنده‌تم!

341
00:20:23,320 --> 00:20:24,410
‫اوران؟

342
00:20:24,410 --> 00:20:28,910
‫راستش رو بخوای، من دیگه عضو
‫گروه قهرمان نیستم.

343
00:20:29,400 --> 00:20:32,460
‫از این به بعد،
‫زیاد واسه تبلیغات به کار نمیام.

344
00:20:32,950 --> 00:20:36,380
‫من دیگه قهرمان نیستم،
‫واسه همین نفوذی هم ندارم...

345
00:20:37,220 --> 00:20:40,180
‫من بهت مدیونم.

346
00:20:40,180 --> 00:20:42,470
‫همیشه بودم و همیشه هم خواهم بود.

347
00:20:42,470 --> 00:20:46,850
‫چه قهرمان باشی چه نباشی، تو همون اورانِ خودمون هستی.

348
00:20:46,850 --> 00:20:49,890
‫پس بذار یه بار دیگه درست و حسابی بگم.

349
00:20:49,890 --> 00:20:51,610
‫ممنونم ازت.

350
00:20:52,140 --> 00:20:55,360
‫لیاقتِ شنیدنِ همچین حرفایی رو از شما ندارم...

351
00:20:55,360 --> 00:20:57,450
‫یعنی انقدر عجیبه؟

352
00:20:57,450 --> 00:21:03,620
‫من بهتر از هر کسی می‌دونم چیکارا کردی
‫و چقدر سخت تلاش کردی.

353
00:21:03,940 --> 00:21:06,950
‫واسه همینه که درکت می‌کنم.

354
00:21:06,950 --> 00:21:12,250
‫از این به بعد، این حرف‌ها رو
‫خیلی بیشتر می‌شنوی.

355
00:21:12,720 --> 00:21:16,880
‫این نشون میده که هنوزم آدمایی هستن
‫که بهت نیاز دارن.

356
00:21:17,430 --> 00:21:20,530
‫قدر تک‌تک‌شون رو بدون.

357
00:21:20,530 --> 00:21:21,740
‫پدربزرگ...

358
00:21:21,740 --> 00:21:24,140
‫این تازه اولشه، اوران.

359
00:21:24,140 --> 00:21:28,140
‫باید جوری عمل کنی که خودت
‫حس می‌کنی درسته.

360
00:21:28,640 --> 00:21:32,900
‫چه واسه خودت زندگی کنی
‫چه واسه کمک به بقیه.

361
00:21:32,900 --> 00:21:36,830
‫هر اتفاقی هم بیفته،
‫من همیشه طرفِ توأم.

362
00:21:37,330 --> 00:21:39,740
‫ممنونم، پدربزرگ...

363
00:21:50,410 --> 00:21:51,250
‫«همه فن حریفِ بی‌گروه»

364
00:21:51,540 --> 00:21:55,130
‫«همه فن حریفِ بی‌گروه»

365
00:21:56,340 --> 00:21:58,800
‫«همه فن حریفِ بی‌گروه»

366
00:23:24,440 --> 00:23:26,840
‫صبح بخیر، سلما.

367
00:23:27,800 --> 00:23:29,100
‫اومدی پس.

368
00:23:29,960 --> 00:23:31,320
‫بیا بریم.

369
00:23:40,380 --> 00:23:43,240
‫سرحال‌تر از دیروز به نظر میای.

370
00:23:43,240 --> 00:23:46,490
‫از وقتی از گروه قهرمان زدی بیرون،
‫انگار حالت جا اومده‌ها؟

371
00:23:46,910 --> 00:23:49,650
‫خب، یه همچین چیزی.

